به تاريخ تولد 21/06/ 1368 هــــــديه تولدم يادتون نره
من ميميرم واسه يادگاري اگه ميتونسنيد اتاقم رو مي ديديد پر از يادگاريه از همه کس از بچه گي تا امروز من قسم خوردم هيچ وقت عاشق نشم اگر هم عاشق بشم اون عشق زميني رو دوست ندارم عشق خدايي رو ميخوام ــــــ البته من که عاشق خدا هستم ــــــ چرا بخوايم خودمون رو به گناه بکشيم و در آخر هم دلمون رو بشکنه و به ديگري دل ببنده من که قبول ندارم ــــــ اگر با من موافقي هميشه به ياد من باش و واسم هر روز يه يادگاري بگذار ــــــ
آخر این ناله ی سوزنده اثر ها دارد شب تاریک فروزنده سحر ها دارد غافل از حال جگر سوخته ی عشق مباش که در اتشکده ی سینه شرر ها دارد
خب بگذريم
اميدوارم در مکان و هر موقيتي هستيد منو فراموش نکنيد
ميدونم از سال جديد خيلي گذشته ولي سال نو رو با تاخير بهتون تبريك ميگم
نميدونم چي بگم چون حرفي واسه گفتن ندارم
فقط اومدم بگم خداحافظ
من از كسي نه ناراحتم نه دلخور ، رفتنم هم به خاطر يه مسئله شخصيه
نميخواستم وبم رو اپ كنم ولي گفتم اين نامردي بدون خداحافظي از پيش اونايي كه دوستم بودن برم واسه همين وبم رو اپ كردم كه هم از دوستام خداحافظي كنم و هم ازدشمنام از نارفيقا از اونايي كه از دستم دلخور بودن از اونايي كه بهم نامردي كردن و از پشت خنجر زدن من به روي خودم نياوردمازشون بخوام كه منو ببخشن
خودم خوب ميدونم كه اين خداحافظي دوممه
ولي اين دفعه مثل دفعه قبل نيست اوندفعه از بچه هاي پچ پچ ناراحت بودم كه خواستم برم ولي اين دفعه از خودمناراحتم
خيلي چيز ها از بچه هاي پچ پچ از بچه هاي كلوب ياد گرفتمهم روزاي خوب بود هم روزاي بد
خلاصه اين كه از همه ي بچه هاي پچ پچ و بچه هاي كلوب اگه بدي كردم معذرت ميخوام براي همه ارزوي موفقيت ميكنم و خدا حافظ
نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387 ساعت 21:39 مرتبط با موضوع نجوای دل توسط ثریا |